تبلیغات
قـــــاطــیــــ پـــــاتــــــیــــ - دلم میخواد بشینم ...کمرم یکم به زور منو میکشه...

قـــــاطــیــــ پـــــاتــــــیــــ

وبلاگم مثل خـــودم قاطی داره میـــفهمـــی قـــاطیــــــ....


Home | EMail | Profile | Link | Design

سیگارمو روشن میکنم و زل میزنم به صفحه مانیتور!
هه پسره چه رل عاشق هارو خوب داره درمیاره!
واسش پی ام کردم:"من هم دوستت دارم داداشی!
"تا تو باشی دیگه منو با دوست دختر هات اشتباه نگیری!
صدای موزیک رو برد بالا تقریبا فرزاد داشت خودش
و خفه میکرد"تنها تر از من انگار کسی نیست...هوا گرفته هم نفسی نیست"
صدارو بردم بالا تر صدای مداحی کریمی که از اتاق بغلی میومد رفته رود رو نروم اساسی!
این داداش من هم عجب حوصله ای داره ها!
فرزاد:"تنها تر از من از من خاموش من شکسته من فراموش"
پک اول سیگارمو میزنم !
کریمی:"شام را ویران کردم با ناله ی بابا بیا...بابا بیا بابا بیا"
پک دوم احساس کردم آهنگ مناسب اوضاع نیست میزنم رو
 آهنگی که وقتی داغونم گوش میدم و کماکان فرزاد در حال خفه کردن خودش
"واسه برگشتن از فکرت دیره داره فکرت دنیام رو میگیره"
اولین قطره ی اشکم گلوله شد رو دستم چکید!
اینقدر از این ژست ها خوشم میاد بین دود سیگار گریه کردن فاز باحالیه!



فایل عکسهامو باز میکنم ..عکسهای بابا بزرگم رو نشستم دونه دونه تماشا کردن!
کریمی"شام را ویران کردم......"
دومی و سومی گلوله های اشکم راهشون رو پیدا کردن احساس کردم
 کمر طاقت نداره احساس درد میکردم!
فرزاد آروم شد و خودش آهنگ رو عوض کرد"عذابم بده بگو بدون تو من
 کیم ببین منو فقط به یک عذاب از او تو راضیم!"
سیگارمم داشت تموم میشد خاموشش کردم !سیستمو هم خاموش کردم
 و سرم رو گذاشتم رو کیبورد.
این اسک ها دردش یکم زیادی زیاد بود
نه ئواسه اون بود نه واسه پدر بزرگم!
فقط یه چیزی این وسط مثل چراغ قرمز تو سرم چشمک میزد و میگفت
"درده محرم اومده سراغت"
داری واسه اربابت گریه میکنی اربابی که خیلی وقته غلامیشو نکردی!
اربابی که درد تو رو داره "تنهایی"چرا تنهاش گذاشتی؟؟؟
یا حسیــــــــــــــــــــــــــن......




Tags:
زهـــرآ منــتــظر المهـבے makita | دوشنبه 20 آبان 1392 | 07:27 ب.ظ| نظرات()


مبدل قالب بلاگفا به میهن بلاگ